يادداشت وارده
مروری بر مواضع سید علی محمد دستغیب از گذشته تا حال

25مهر88

بسم الله الرحمن الرحیم

حکایت آن آیت الله …؟

حمد و سپاس خدای مهربانی که اقرب من حبل الورید است و علیم بذات الصدور.

برای نوشتن این غمنامه مدتی با خود کلنجار رفتم تا بالاخره بعد از طلب خیر از حضرت دوست قصد ادای تکلیف نمودم.
قبل از هر چیز باید عرض کنم حوادث قبل از انتخابات با همه مرارت هایش هر بدی که داشت. اما یک حسن بزرگ هم داشت که یقینا از الطاف خفیه الهی بود و آن اینکه جوهره وجودی و باطن کسان بسیاری را آشکار و هویدا ساخت .
وعسی ان تکرهو شیئا و هو خیر لکم

اما بعد…

در روزگاری نه چندان دور شهر ما شیراز مهد علماء پرهیزگار و دانشمندی بود که به حق معلم اخلاق و مهذب نفوس نامیده شدند. صاحب نفسانی که کلام حق و الهی شان جز برای رضای خدا نبود و البته عمیقا هم به دل و جان مردم می نشست . یکی از این بزرگان عالم عارف خدا ترس حضرت آیت الله سید عبدالحسین دستغیب بود که امام راحل عزیزمان با نگاه ژرف بین و زر شناس خود ایشان را به نمایندگی خود در استان فارس و امامت جمعه منصوب کرده بودند .
هنوز صدای گرم این شهید بزرگوار در گوش جان مردم شیراز زنده است . وچه خالصانه و بی ریا مردم را دعوت به اخلاق می نمود …
اما گویا خدای حکیم وی را برای خود برگزیده بود و چنین بود که در ظهر جمعه ای خونین در حال عزیمت به نماز جمعه مورد سو قصد گروهک منافقین قرار گرفت و روح پاکش به سوی معبود شتافت.
در آن جمعه سیاه نمازگزاران درد یتیمی را با همه وجود خود احساس کردند و در حالیکه بر سر و سینه خود می زدند نا باورانه به جایگاه خالی ایشان چشم دوخته بودند . برخی از نزدیکان این شهید بزرگوار برای آرام کردن مردم پشت تریبون رفته و آنان را دعوت به آرامش نمودند. آن روز به هرشکلی که بود مردم داغدار با چشمی خونبار و دلی شکسته نماز جمعه را اقامه کردند و بعد از آن بی صبرانه چشم انتظار نماینده حضرت امام و امام جمعه ای بودند که از جانب ایشان تعیین و منصوب شود در این اثنا با هدایت و رهبری بعضی افراد و البته تحریک عواطف و احساسات طومار ها و امضا هایی از مردم جمع و خدمت امام ارسال شد مبنی بر اینکه مردم شیراز خواستار انتصاب فلان شخص به امامت جمعه شهر خود هستند اما حضرت امام باز هم با تیزبینی بی بدیل خویش این توصیه ها و تقاضا های به ظاهر مردمی را کنار زده و آیت الله محی الدین حائری شیرازی را که آن زمان در شیراز هم اقات نداشت به نمایندگی خود در استان فارس و امامت جمعه شیراز منصوب نمودند.
روزها و هفته ها به ارامی می گذشت و مردم شیراز درد فراق خویش را با حضور آیه الله حائری شیرازی تسکین داده و التیام می بخشیدند که بتدریج زمزمه های مخالفت با امام جمعه جدید از سوی یکی از آقایان که شاید گمان می کرد امامت جمعه شیراز حق مسلم او بوده به گوش میرسید . وی که در آن زمان نماینده آقای منتظری در شیراز بود و صاحب حوزه علمیه. به پشتگرمی شاگردان خویش روز به روز بر دامنه اعتراضات خود می افزود و مسجد و حوزه علمیه متعلق به خود را تبدیل به پایگاهی علیه امام جمعه منصوب امام نمود و با انتشار شب نامه ها و اعلامیه های مختلف هر روز به بهانه ای سعی در تخریب و ترور شخصیت آیت الله حائری داشت . بطور مثال مدتی به ایشان خرده می گرفتند که چرا این آقای امام جمعه هر هفته به آقای منتظری دعا نمی کند؟ بعد از مدتی ایراد می گرفتند که چرا ایشان در نماز سوره جمعه را نمیخواند و …
و از آنجا که این ایرادات عجیب و غریب را باروایات خاصی که خود تفسیر می کردند می آمیختند که متاسفانه بر اذهان برخی افراد ساده دل بی تاثیر نبود. از همه مهمتر اینکه این کینه توزی ها و اختلاف افکنی ها در زمانی صورت میگرفت که بارها و بارها امام مردم را دعوت به وحدت کرده و می فرمود:
مسئله اصلی ما جنگ است و آنچه در راس مسائل است مسئله جنگ ایران و عراق است. اما همین اقایان که امروز وقیحانه دم از امام میزنند هر روز بر شدت حملات خود می افزودند و کار را به جایی رساندند که حضرت امام برای آرام کردن این فضای تفرقه و دو دستگی . آیت الله جنتی را به نمایندگی از جانب خود به شیراز فرستادند . اما متاسفانه وی و حامیانش حرمت این نماینده امام را هم نگه نداشتند و زشت ترین جسارت ها را در ظهر جمعه و در مکان مقدس نماز جمعه نسبت به آیت الله جنتی روا داشتند که از بازگو کردن آن شرم دارم.
نماینده اعزامی امام مردم شهر را دعوت به وحدت و آرامش می نمود اما آنها همچنان بر طبل مخالفت و اعتراض می کوبیدند و با فریادها و عربده های خویش مانع ایراد خطبه ها توسط امام جمعه می شدند.شاید گمان می کردند با این فشار ها میتوانند امام را وادار به تجدید نظر در انتخاب خویش نمایند اما زهی خیال باطل که هرگز چنین نشد و امام کوچکترین عنایتی به خواسته نا حق آنها نکرد.
آن روز هم بالاخره گذشت گرچه این خاطره تلخ در حافظه مردم شیراز فراموش نشد. این در گیری ها و کشمکش ها همچنان ادامه یافت و همین باعث شد که شهر شیراز روز به روز از جهت توسعه و عمران و ابادانی عقب و عقب تر بماند.

ایام سپری میشد تا اینکه جریان عزل آقای منتظری توسط حضرت امام پیش آمد همان فقیه ساده لوحی که بیت او مرکز تجمع گروهک های ملحد و ضد انقلاب شده بود و مسائل محرمانه کشور از این طریق به راحتی به خارج از کشور درز میکرد. و امام هرچه تلاش کرد نتوانست چشم ایشان را به روی حقایق باز کند که شرح غم بار این واقعه تلخ تر از زهر در کتاب رنجنامه مرحوم سید احمد خمینی . نزدیک ترین یار امام به تفصیل آمده است
همان واقعه ای که پشت امام را شکست و امت امام هرگز کسی را که اینچنین خون به دل مقتدایشان کرد نخواهند بخشید .
با عزل آقای منتظری از قائم مقامی رهبری که یکی از هوشیارانه ترین اقدامات امام بود تا حدودی ورق برگشت چراکه این آقا از مدافعین سرسخت آقای منتظری بود و اساسا یکی از دلایل تکفیر آیت الله حائری توسط وی همین قضیه آقای منتظری بود.

اما اکنوون قضیه شکل دیگری پیدا کرده بود. و چه زیبا و بزرگوارانه بود خطبه های نماز جمعه ایت الله حائری بعد از این واقعه که بجای ملامت و انتقاد. خاضعانه دعوت به وحدت نمود و اعلام کرد : گذشته ها هر چه بوده تمام شده و اکنون وقت بازگویی و یادآوری گذشته نیست بلکه وقت همدلی و وحدت است.
اما افسوس…
بعد از این ماجرا تاحدودی اوضاع به ظاهر آرام تر شد نه از آن جهت که وی متنبه شده بود بل از آن روی که سلاح از کف داده و خلع سلاح شده بود …
روزگار همچنان به گردش بود تا اینکه امام عزیزمان به ملکوتیان پیوست و غبار یتیمی بر چهره ها نشست.
بعد از رحلت امام . وی یکی از طرفداران و مبلغین مرجعیت آقای صانعی بود . سالها بدین منوال گذشت تا دوران به اصطلاح اصلاحات که ایشان مورد حمایت جدی آقای خاتمی قرار گرفت و خون تازه ای در تفکر گذشته شان دمیده شد و قوی تر و دلگرم به حمایت های دولت . تحرکات جدیدی را آغاز نمود و با کمال تاسف و تاثر از انجا که ایشان نامی را یدک میکشد که مردم شیراز و حتی استان فارس برای ان نام احترام و قداست خاصی قائلند و نیز به لحاظ اینکه تفکرات و خواسته های شخصی خویش را رنگ و لعاب دینی می زند و حق و باطل را به هم می امیزد بسیاری از ساده دلان را با خود همراه ساخته و توانست با تبلیغات وسیع و بهره گرفتن از نام شهید بزرگوار آیت الله دستغیب در انتخابات مجلس خبرگان رای تعدادی از مردم را بدست اورده
و به عنوان نماینده منتخب مردم وارد مجلس خبرگان شود .
اما گویا این موفقیت وی را دچار توهم جدی نمود و کم کم به این نتیجه رساند که دوران نمایندگی این مرجع و ان مرجع سپری شده است این بود که ناگهان مردم شیراز با تابلوهایی در سطح شهر مواجه شدند و ایشان را به عنوان مرجع عالیقدر معرفی میکرد
و خلاصه اینکه ایشان خود را به درجه رفیع مرجعیت تقلید ارتقا بخشید و این سئوال در اذهان بسیاری از مردم همچنان باقی است که این ارتقا چگونه اتفاق افتاد؟
ای کاش همانگونه که بحث عدم استفاده از عناوین علمی جعلی برای دانشگاهیان مطرح است . فکری هم برای این قضیه در سطوح مختلف حوزوی می شد تا اعتماد مردم به این عناوین بیش از این خدشه دار نشود.
اما آنچه بیش از همه اینها مایه حیرت و شگفتی است اینست که این آقای معلم اخلاق و مرجع عالیقدر که دیگران را دعوت به توبه و استغفار میکند کارش به جایی رسیده که سخنانش را صدای امریکا و شبکه های مختلف ماهواره ای در دنیا پخش میکنند و دشمنان دیروز و امروز این ملت برای او کف میزنند و هورا میکشند و باز از این هم عجیب تر اینکه وی بجای تامل بر سخنان سخیف و مواضع خود و جبران ان . نه تنها نادم نیست بلکه دچار نوعی ذوق زدگی شده و مفتخر است .

گویا کلام امام راحل عظیم الشان را به کلی فراموش کرده که میفرمود :هر زمان دشمن از شما راضی و خوشنود بود و برایتان کف زد و هورا کشید ببینید چه غلطی کرده اید که مورد تشویق و حمایت دشمن قرار گرفته اید .
و بالاخرا این بود حکایت آن آیت الله...
و در خاتمه عرض میکنم قصد این حقیر از نوشتن این همه آن بو که در وهله اول از مردم خوب و متدین فارس که خود را مغبون و فریب خورده میدانند اعاده حیثیت کنم و در مرحله بعد از شهید بزرگوار و عزیزمان حضرت آیت الله دستغیب که متاسفانه از نام او نیز سواستفاده های بسیار شد گرچه امروز همگان دانسته اند که ساحت پاک او از این رفتار های حقیرانه مبراست.

الهم اجعل عواقب امورنا خیرا
الهم عجل فی فرج مولانا صاحب الزمان

انتهاي پيام/15

نظرات خوانندگان :

کاکو سلام فکر می کنم ای ادمو دیگه باید بی خیالش بشیم خیال کنیم یکی یه گوشه ای یه چی گفته اخه اگه بخوا هیم جوابش بدیم خودمون رو مسخره کردیم یعنی ای نمی فهمه منتظری کی بود یعنی نمی فهمه مردم فقط چهار تا انتال پانتال دور بریش نیست میگه رهبری بعد جوری حرف میزنه و عمل می کنه که بچه هم می فهمه رهبر چیز دیگه ای میگه.

mamnon hastam az in sedaght goie shoma dostan aziz

دست از اين عوام فريبي بر داريد و به جاي سينه چاك كردن براي ... به فكر اعده حسيت از دست رفته انقلاب و ساير آقايان باشيد

متاسفانه ایشان به اساتیدشان آقایان سید عبد الحسین دستغیب و نجابت نرفته است

بسيار بسيار ممنونم بابت اين روشنگري.
جواناني نظير بنده اين آقايان را آن طور كه بايد نميشناسند

ارسال نظر

نام:
ايميل:
* نظر: