بيانيه جامعه اسلامي دانشگاه شيراز:متخلفین از قانون باید در قبال عملکرد خود پاسخگو باشند

جنبش دانشجویی در حالی وارد دهه ی چهارم انقلاب اسلامی می شود که دستان خبیث فتنه از آستین ایادی استکبار بیرون آمده و متحجران بی ریشه سعی دارند به هر نحو ممکن به اهداف شوم خود که همانا بر زمین زدن دولت مکتبی و نیروهای ارزشی است برسند.

12:50 - 25آذر87

جنبش دانشجویی در حالی وارد دهه ی چهارم انقلاب اسلامی می شود که دستان خبیث فتنه از آستین ایادی استکبار بیرون آمده و متحجران بی ریشه سعی دارند به هر نحو ممکن به اهداف شوم خود که همانا بر زمین زدن دولت مکتبی و نیروهای ارزشی است برسند. 
به گزارش پايگاه خبري_تحليلي روايت در پی تحولات اخیر دانشگاه و تجمع توهین آمیزی تعدادی از دانشجویان جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه شیراز بیانیه صادر کرد. متن این بیانیه به شرح زیر است :
جنبش دانشجویی در حالی وارد دهه ی چهارم انقلاب اسلامی می شود که دستان خبیث فتنه از آستین ایادی استکبار بیرون آمده و متحجران بی ریشه سعی دارند به هر نحو ممکن به اهداف شوم خود که همانا بر زمین زدن دولت مکتبی و نیروهای ارزشی است برسند.
امروز با قاطعیت می توان ادعا کرد که « اسلام » و « اندیشه های والای حضرت روح الله » هویت اکثریت غالب جنبش دانشجویی را تشکیل می دهد و جنبش دانشجویی و با هویت « سکولار » مرده است و نقش متعفنش به زباله دان تاریخ پیوسته است.
امروز جنبش دانشجویی مفاهیمی همچون « حقوق بشر » ، « حقوق زنان » و دیگر مفاهیم وارداتی از این قبیل را در مفهومی کاملتر و جامعتر به نام « اسلام » یافته است. استقامت بر گفتمان حضرت امام (ره) هیچگاه یک تفکر حکومتی نبوده و همواره برخاسته از بطن جامعه و دانشگاه بوده است و بزرگترین دلیل بر این مدعا ایستادگی مردم و دانشجویان در مقابل آن دسته از مسئولین و حاکمانی است که از مبانی جمهوری اسلامی فاصله گرفته اند.
در کشورهای مختلف آمریکایی و اروپایی، جنبش دانشجویی حتی در فعالترین دوره ها و رادیکالترین وجوه خود (همانند جنبش دانشجویی چپ فرانسه در 1986) با وجود ابراز شدیدترین انتقادات نسبت به اوضاع جامعه، خط قرمزها و چارچوب کلی ارزش ها و قوانین حاکم بر جامعه را مدنظر قرار داده و پا را از مبانی تئوریک و روح حاکم بر کلیت نظام اجتماعی فراتر نمی گذاشتند.
اما جریان غوغاسالار در سال های اخیر نشان داده است که به هیچ وجه حاضر به گردن نهادن به قانون و به خواست عموم (که تبلور عینی آن اصول قانون اساسی می باشد) نیست و همچنان بر اقدامات ساختارشکنانه و براندازانه ی خود (که در قاموس خودشان انتقاد!!! نام دارد) اصرار می ورزد و هر زمان که صحبت از قانون، حفظ حریم، رعایت چارچوب و... می شود فریاد آزادی سر می دهد.
شعارهای نخ نمایی همچون « تک صدایی کردن فضای دانشگاه » ، « سرکوب منتقدین » ، « نداشتن استقلال آکادمیک » ، « ایجاد خفقان » و دیگر یاوه هایی از این دست همگی اظهارات بی پایه و اساس اقلیتی سیاست زده و اجیر شده توسط کانون های قدرت خارج از دانشگاه در جهت سرپوش نهادن بر قانون شکنی های خود می باشد.
اما دست و پا زدن بی فایده است و اعتراضات حقیرانه بی حاصل.
اخراج، حبس، تعلیق و... همگی اقدامات قانونی حاکمیت در مقابل اقدامات غیرقانونی آشوبگرانی است که هیچ حد و مرز قانونی و اخلاقی برای خود متصور نبوده و ملاک و معیار درستی و یا نادرستی هر گزاره ای را مطابقت با منافع و هوی و هوس های خویش می پندارند و در این میان اگر جای مطرح شدن سئوالی باشد سئوال این است که چرا حجم این مجازات ها این قدر کم و ناکافی است؟
امروز مشکل اصلی دانشگاه نداشتن استقلال آکادمیک و شنیده شدن صدای مخالف نیست. امروز مشکل اصلی دانشگاه نبود « اخلاق سیاسی » و « ادب آزاری » و « منطق گفت و گو » و « نقادی منصفانه » در رفتار و کردار اقلیتی انحصار طلب است که خود را عقل کل و تنها صدای برحق موجود در دانشگاه می داند و با استفاده از امکانات تبلیغاتی سعی در مظلوم نمایی و موجه جلوه دادن اعمال خود دارد.
اما این حربه دیگر به هیچ روی مؤثر واقع نخواهد شد چرا که قاطبه ی دانشجویان فهیم براین امر واقفند که در هیچ جای دنیا تخطی از قانون به عنوان یک آزادی مدنی شناخته نمی شود.
امروز بزرگترین تهدید برای آزادی کسانی هستند که تحت لوای آزادیخواهی، مرزهای عقیدتی، اخلاقی و انسانی جامعه را در نوردیده و چهره ای متعارض را از آزادی با دینداری و اخلاق ترسیم می کنند.
اما روی سخن ما با آن دسته از مسئولینی است که با عملکرد ضعیف و سهل انگاری های خود زمینه ی ایجاد چنین جریاناتی را به وجود آورده و باعث رخ دادن حوادث ناگوار در دانشگاه شده اند. هر فردی در هر موقعیتی و تحت هر شرایطی باید به قانون (که اصلی ترین ضرورت برای تحقق یک جامعه ی مدنی است) پایبند باشد و متخلفین از قانون باید در قبال عملکرد خود پاسخگو باشند. بگذار تا حنجره ی خود را پاره کنند و فریاد بزنند که آزادی نیست و در ایران منتقدان را به دار می آویزند!!! ما که در دانشگاه هستیم و می بینیم که اینان چه می کنند و چه می نویسند. ما که در نشریات آنها انواع و اقسام توهین ها و ترور شخصیت ها را خواندیم و دانستیم که از منظر اینان « آزادی بیان » مساوی با « آزادی زبان » است.
در پایان اعلام می داریم در عین احترام به تمامی اقشار دانشجویان با هر مذهب و هر عقیده ی سیاسی، تحت هیچ شرایطی اجازه نخواهیم داد تا موجودیت جنبش دانشجویی در خدمت اقلیتی برانداز و ساختارشکن قرار گیرد تا از جایگاه موجه و قانونی آن به حملات بیرحمانه و شیطانی خود بر علیه ارزش های اسلام و انقلاب ادامه دهند.
انتهاي پيام/س10

ارسال نظر

نام:
ايميل:
* نظر: